1
دانشیار گروه ارتباطات و مطالعات فرهنگی دانشکده رفاه تهران
2
دانشجوی دکتری مدیریت رسانه دانشگاه جامع انقلاب اسلامی
10.22034/mcr.2026.581452.1109
چکیده
در عصر گسترش بیسابقه فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی، رسانهها و فضای مجازی به یکی از مهمترین نهادهای اثرگذار بر سبک زندگی، آگاهی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی افراد تبدیل شدهاند. نفوذ فزاینده رسانهها، در کنار فرصتهای گسترده، چالشهایی همچون اطلاعات نادرست، تهدید حریم خصوصی، اعتیاد رسانهای، جنگ شناختی و آسیبهای فرهنگی را به همراه داشته که ضرورت توجه به سواد رسانهای را بیش از پیش برجسته میسازد. سواد رسانهای بهعنوان مجموعهای از تواناییها در دسترسی، تحلیل، ارزیابی، تولید و کنشگری آگاهانه در برابر پیامهای رسانهای، امروزه نه یک مهارت اختیاری، بلکه ضرورتی اجتماعی و فرهنگی به شمار میآید.این پژوهش با استفاده از روش کیفی و رویکرد تحلیل مضمون با تمرکز بر اسناد و مصوبات شورای عالی فضای مجازی، از جمله «سند برنامه جامع ترویج و ارتقای سواد فضای مجازی»، «سند راهبردی جمهوری اسلامی ایران در فضای مجازی» و «سند شبکه ملی اطلاعات»، به بررسی رویکردهای سیاستگذاری سواد رسانهای میپردازد. یافتهها نشان میدهد که این سیاستها بر رویکردهای آموزشی، حمایتی و تنظیمی استوار بوده و بر تقویت توان تحلیل و ارزیابی انتقادی، کنشگری فعال، اخلاقمداری، تولید خلاقانه محتوا و ارتقای دانش رسانهای تأکید دارند.در نهایت، مدل یکپارچه سواد رسانهای با تلفیق مؤلفههایی چون دانش و درک، تحلیل و ارزیابی، تولید محتوا، کنشگری و مسئولیتپذیری اخلاقی، بهعنوان چارچوبی جامع معرفی میشود که میتواند نقش مؤثری در توانمندسازی شهروندان و شکلگیری جامعهای آگاه، فعال و مسئول در فضای رسانهای ایفا کند.